شيخ ذبيح الله محلاتى
245
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
خوردن سيب كرد در ميانش كرمى يافت كه سخت سطبر بود آن را برگرفت و در ميان دوكدان خويش نهاد و چنان افتاد كه آنروز دو مقابل همهروزه پنبه برشت و چون شامگاه به خانه آمد مادر او شاد شد و آن پنبه كه همهروزه او را مىبردى دوچندان كردى و او از دختران ديگر فزونى گرفتى و اين معنا را بدانست كه اين قوت از طالع آن كرم يافته همانا هنگام پديدارى ستاره بدان نگران بوده پس همهروزه بطالع آن كرم آغاز رشتن پنبه كردى و آن كرم را در دوكدان خود جاى دادى و از پارهء سيب نزد او خورش نهادى تا اينكه آن كرم چندان بزرگ شد كه دوكدان بر او تنگ شد صندوقى براى او مرتب كردند و از طالع آن كرم روز بروزگار پدرش و مادرش و هفت برادرش بالا گرفت و هفت واو چنان نيرو گرفت كه مردم در تحت لواى او جمع شدند و بر حاكم كرمان كه از قبل اردشير منصوب بود بشوريد و لشكرى بسوى او كشيد و صندوق كرم را در روز جنگ از پيش سپاه بداشت و نبرد كرده حاكم كرمان را بگرفت و بكشت و فرمانگذارى كرمان او را مسلم گشت در اين وقت كه اردشير از سفر هندوستان و تركستان مراجعت كرد داستان هفت واو را بشنيد سخت در خشم شد سپاهى درهم آورد و بسوى كرمان كوچ داد و از آن طرف هفت واو خوف نكرد و لشكرى ساز كرده جنگ اردشير را آماده شد در برابر او صف راست كرد و صندوق كرم را كه در آنوقت همانند اژدهائى شده بود از پيش بداشت اردشير روى ظفر نديد و قحط در ميان لشكر او بالا گرفت ناچار دو فرسنگ بازپس نشست چون روز ديگر خان بنهادند و خوردنى حاضر ساختهاند ناگاه تيرى دررسيده تا پر در برهء بريانى كه بر سر خان طعام بود نشست چون تير را برداشتهاند ديدند بر او نوشته بود كه اى شهنشاه ايران اين مملكت بطالع كرم مصون از حوادث ايام است و تا آن كرم هست دق باب محاربت منما كه تاجوتخت بر سر آن كار نهى اردشير از اين كار بسيار تعجب كرده گفت اين كار را نتوان خوارمايه گرفت و